1- شورای امنیت سازمان ملل: بر طبق اتحادیعه سه گانه ایران، شوروی، انگلیس که در اولین سال اشغال ایران عقد شد. اشغالگران متعهد شدند که حداکثر 6 ماه پس از خاتمه یافتن جنگ ایران را تخلیه کنند، که با ظهور فرقه دموکرات ومسئله نفت، شوروی به استناد قرارداد 1921 به بهانه واهی حاضر به تخلیه ایران نبود که با شکایت ایران به سازمان ملل متحد و طرح آن در شورای امنیت موجب شد که اکثر اعضاء از حق ایران دفاع نمایند.

همزمانی طرح مسئله ایران در شورای امنیت که اولین مسئله شورا بود با ختم جنگ جهانی دوم که همه ملل از جنگ خسته شده بودند ایجاب می کرد که قاطعانه و منصفانه عمل نمایند و شوروی را تحت فشار بین المللی قرار دهند تا ایران را ترک نمایند که تحت فشار جو حاکم بر شورای امنیت ایران را ترک نمود.

شوروی جهت مقاصد خویش از فرقه حمایت نمود، پس از به جریان افتادن پرونده ایران در شورای امنیت و موافقت نامه نفت شمال با قوام به توافق رسیدند و تایید نمودند که موضوع آذربایجان جریان داخلی است. و استالین به پیشه وری نوشت:

(که در ایران بحران عمیق انقلابی نیست حضور ارتش سرخ هم به حیثیت سیاست نجات بخش شوروی در آسیا و اروپا لطمه می زند... باید به قوام کمک نماییم و نگلوفیل را منزوی کنیم...)

2- وجود مهاجران قفقازی و افراد روسی در میان فرقه:

از سال 1937 میلادی که روابط ایران و شوروی تیره گشت شوروی هزار نفر را به نام مهاجرين ايران  به عناوين مختلف از شوروي بيرون كرد. دولت ايران هم متوجه آنان بود و شغل و محل كار و سكونت آنان را تحت نظر داشت.

اين مهاجرين در واقعه فرقه دمكرات به پليس سياسي دمكراتها مبدل شده بودند و در فرقه تا حدي شناخته شده بود، و اين مهاجرين باعث تفرقه در ميان دمكراتها در شهرهاي مختلف شدند از جمله اردبيل كه اول در راس فرقه خود اردبيليها بودند ولي بعد از مدتي اين مهاجرين قفقازي كه از شهرهاي ديگر به اردبيل آمدند همه كار فرقه كشته و باعث بدبيني مردم مسوولين اردبيلي نسبت به فرقه شدند.

3- نداشتن ارتش كارآمد و عدم تشكيلات منسجم نظامي:

فرقه در اين مدت نتوانست ارتش كارآمدي داشته باشد از اسلحه سنگين خبري نبود و تنها هواپيماي از كار افتاده كه توسط افسران فراري به دمكرات ها پيوسته بودند داشتند. كه هيچگونه كاربردي نداشت و آنانكه در اردوي فداييان بودند حتي طرز نگهداشتن اسلحه را نمي دانستندو از تاكتيك هاي جنگي منظم و كلاسيك و چريكي خبر نداشتند. شوروي كه به قرارداد نفت اميدوار بود با نمايان شدن آثار حمله ارتش به فرقه نه تنها آذربايجان را ترك كردند هيچ سلاح هاي سنگين را هم بردند در جبهه مقابل ارتش ايران توسط فرماندهان نظامي و مستشاران آمريكايي همچون شورا تسكف سازماندهي شد.

4- نداشتن مشروعيت:

اوايل تشكيل فرقه مردم با شادماني پذيرفتند اما گرايشهاي رهبران فرقه به آنسوي مرز باعث شد كه مردم توجه چنداني به آنان نكنند با رحلت مرجع تقليد شيخ سيد ابوالحسن اصفهاني در شهر نجف سوگواري عظيمي در شهر تبريز برگزار شد كه مورد بازخواست رفقاي بالا در شوروي شد رهبران فرقه هيچگونه اظهار همدردي در اين مورد با مردم نكردنتد.

5- اصلاحات شتابزده:

جذابيتهاي فرقه در اقدامات آنان واصلاحاتشان بود كه فرقه را محبوبيت برخوردار نمود. مصادره انبارهاي اربابها، تقسيم آن بين روستاييان، خلع سلاح امنيه و ژاندارم كه به عناوين مختلف از مردم اخاذي مي كردند موجب قدرتمند شدن طبقه كارگر كشاورز و روستاييان شد. كار فرمايان و مالكان عمده از آذربايجان مهاجرت كردند كساني كه از ملاك و ثروتمندان ماندند همكاري صميمانه با فرقه نداشتند.

دوري ثروتمندان منطقه  از ترس مصادره ثروتشان باعث شد مشكلات اقتصادي منطقه را فرا گيرد. تجار نتوانست آزادانه رابطه تجاري آذربايجان را با شهرهاي ديگر  به طور عادي برقرار سازند و دولت در تهران تا آنجا كه توانست موجودي بانكها را به مركز منتقل نمود.

مهاجرت نزديك به يكصد هزار تن از مردم قريه به دلايلي با فرقه مخالف بودند. تبليغات ضد فرقه را فراهم نمود در واقع با اين اصلاحات فرقه دمكرات فرقه در يك محاصره اقتصادي قرار گرفت.